به گزارش مفدا، میلاد ناصری در مورد بیتفاوتی اجتماعی و ابعاد مختلف آن، اظهار کرد: بیتفاوتی اجتماعی به وضعیتی گفته میشود که افراد یک جامعه نسبت به انسانهای اطراف خود در زمینههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ... نوعی احساس بی علاقگی و بی اعتنایی داشته باشند، در این شرایط افراد دلیلی برای همدردی و همدلی نمیبیند.
وی با بیان اینکه این بیتفاوتی در چهار بخش تقسیم بندی شده است، افزود: در حالت اول فرد اهمیتی برای زندگی و رصد کردن جریان زندگی افراد اطراف خود یا مردم جامعه ندارد.
این جامعه شناس بخش دوم بیتفاوتی را در رفتار افراد دانست و گفت: در حالت عادی انتظار میرود که افراد در مقابل رویدادهای اطراف خود واکنش نشان دهند، اما در حالت بیتفاوتی، افراد تنها بعد از مشاهده رویداد بدون هیچ عکسالعملی از کنار آن رد میشوند.
وی قسمت سوم بیتفاوتی را در مشارکت اجتماعی عنوان و تصریح کرد: در این حالت فرد هیچ علاقهای به مشارکت در فعالیتهای گروهی ندارد مثل مشارکت در انتخابات. همچنین قسمت چهارم بی تفاوتی در همدلی با افراد جامعه است.
ناصری در مورد بیتفاوتی اجتماعی در جامعه ایرانی، گفت: از نظر اندیشمندان و صاحب نظران ایران در مرحله عبور از وضعیت جامعه سنتی به جامعه مدرن است که به آن کشور در حال گذار گفته میشود. در چنین کشوری ارزشها و هنجارها تغییر میکنند و بیثباتی در آن جامعه بسیار زیاد میشود، افراد جامعه سردرگم هستند و نمیدانند که شیوه درست زندگی و عمل چیست.
دانشجوی دکتری جامعه شناسی در ادامه به اندیشههای «زیمل» اندیشمند آلمانی اشاره کرد که معتقد است «زمانی که جامعه روستایی و شهری در کنار یکدیگر زندگی میکنند، رفتار انسانها در این دو محیط با یکدیگر متفاوت است، به عبارتی مردم روستا با دل، احساس و قلب خود زندگی میکنند و در شهر مردم با عقل، ذهن و فکر خود؛ این شیوه باعث میشود که انسانها تا حدودی بیتفاوت شوند و به آسانی نمیتوان احساسات آنها را تحریک کرد، این مسئله حاصل زندگی عقلانی و فشار ناشی از آن است».
وی با اشاره به گفته زیمل، گفت: محرکها در جامعه شهری بسیار زیاد هستند و از طرف دیگر منابع عاطفی و اقتصادی انسانها محدود است، نمیتوان برای همه این محرکها رفتار دغدغه مندی ارائه داد. در ایران طی سالهای اخیر حجم زیادی از این محرکها به سمت جامعه روانه شده مثل غرق شدن کشتی سانچی، سقوط هواپیمای اوکراینی، سوختن ساختمان پلاسکو و اتفاقات دیگری از این قبیل که همه اینها باعث خستگی و دلزدگی اجتماعی برای مردم شده است.
این جامعه شناس با تاکید براینکه همه مردم علاقه دارند در نقطه مقابل بیتفاوتی اجتماعی، یعنی پویایی و سرزندگی اجتماعی قرار داشته باشند، اظهار کرد: یکی از ثروتهای جامعه، پویایی، سلامت و مشارکت اجتماعی است، درحالی که به گفته برخی جامعه شناسان بیتفاوتی اجتماعی به گونهای تهدید برای جامعه به حساب میآید و در بلند مدت میتواند باعث مرگ یک جامعه شود؛ به عبارتی جامعه شناسان بیتفاوتی اجتماعی را تا این اندازه خطرناک میدانند.
ناصری در پاسخ به این سوال که مهمترین عامل ایجاد بی تفاوتی در جامعه چیست، گفت: با افزایش تعداد حوادث هولناک، نوعی عادی سازی در ذهن افراد ایجاد میشود. همانطور که در سالهای اخیر این اتفاقات مخصوصا از جنبه تلخ و منفی آن زیاد رخ داده است، از طرف دیگر در اجتماع ایرانی فردگرایی به معنای ترجیح منفعت شخصی و فردی نسبت به منفعت اجتماعی افزایش یافته و این مسئله نیز باعث بیتفاوتی میشود.
وی عامل دیگر بیتفاوتی اجتماعی در ایران را کمرنگ شدن اعتقادات مذهبی دانست و گفت: اعتقادات مذهبی در شهرهای مدرن به حالت خصوصی درآمده و جنبه عمومی و اجتماعی خود را از دست داده است، همچنین به ضعیف شدن ارتباطات محلی و گروهی نیز میتوان اشاره کرد؛ به طوری که در جامعه مدرن بیشتر افراد نفع و زیان خود را محاسبه میکنند و بر اساس آن تصمیم میگیرند، در نتیجه ترجیح میدهند که کنشگری منفعل باشند.
دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه اصفهان با بیان اینکه امروز مهمترین مسئله مردم ایران نابسامانی اقتصادی است، خاطرنشان کرد: شاید مردم بخواهند که از طریق بیتفاوتی نسبت به حوادث پیرامون خود به نوعی اعتراض خود را نسبت به این مسئله ابراز کنند، در عین حال که گسترش قلمرو سیاست باعث شده نقش سازمانهای مردم نهاد میان مردم و دولت در زمینههای مختلف از جمله محیط زیست، حقوق زنان و ... کمرنگ شود و این عامل نیز میتواند باعث دلزدگی افراد جامعه شود.
ناصری با اشاره به اینکه همه مسائلی که پیش از این گفته شد در مورد شیوع کرونا هم صدق می کند، افزود: این عوامل می تواند باعث بیتفاوتی و بیاهمیتی برخی افراد جامعه نسبت به شیوع کرونا باشد.
این جامعه شناس به برخی از رفتارهای غیر انسانی نظیر بیمبالاتی و بیاهمیتی نسبت به رعایت پروتکل های بهداشتی و سلامت فرد و اطرافیان خود اشاره و اظهار کرد: از نظر برخی جامعه شناسان افرادی که بیمبالاتی در مورد این مسائل دارند، افرادی سست عنصر و بزدل هستند که نمیتوان برای کارهای مهم روی آنها حساب کرد؛ این افراد عامل اختلال در برنامهها هستند، اینگونه افراد به دلیل بیمسئولیتی که دارند شکل زندگی جامعه را دچار تغییر میکنند و در مواقعی باعث میشوند که هوشمندانهترین برنامهها نیز با شکست مواجه شود.
دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه اصفهان با بیان اینکه که در جامعه ایرانی هنوز به آگاهسازی اجتماعی نیاز داریم و با اشاره به ضربالمثل "مرگ تنها برای همسایه است"، ادامه داد: برخی گمان میکنند به این دلیل که هنوز کسی از اعضای خانواده به ویروس کرونا مبتلا نشده پس آنها در امان هستند و خطری آنها را تهدید نمیکند، به همین خاطر دچار اعتماد کاذب میشوند. این خانوادهها در صورت ابتلا یکی از اعضا به ویروس کرونا به دلیل بی توجهی و سهل انگاری حتی ممکن است داغدار شوند و به این ترتیب جریان شیوع ویروس کرونا غیر قابل پیشگیری و کنترل می شود.
ناصری با بیان اینکه رعایت نکردن پروتکلهای بهداشتی و استفاده از ماسک توسط اعضای جامعه باعث می شود ویروس کرونا نیز در میان افراد جامعه زنده بماند و پیامدهای ناگوار آن ادامه داشته باشد، افزود: بخش قابل توجهی از بودجه کشور به این بیماری و پیامدهای آن اختصاص داده شده، در حالی که میتوانست در جای دیگر و به صورت مفیدتری استفاده شود. بیماریهای خطرناک دیگری هم وجود دارند که به دلیل وجود ویروس کرونا از اولویت خارج شده و زیاد به آنها اهمیت داده نمیشود، بعضی از بیماران به خدمات درمانی نیاز دارند اما به دلیل وضعیت قرمز کرونا از این خدمات محروم می شوند.
به گزارش ایسنا، وی دیگر پیامدهای کرونا را بیکاری حدود ۹ میلیون نفر در کشور دانست و گفت: میتوان امیدوار بود با بازگشت شرایط به حالت عادی این افراد به سرکار خود بازگشته و این مشکل حل شود، اما بازگشت به شرایط عادی به شرط رعایت موارد بهداشتی و استفاده از ماسک توسط همه افراد جامعه اتفاق میافتد.
ارسال نظر